بهترین وبلاگ عاشقانه ی روستای بابکان

متن مرتبط با «غربت و تنهایی» در سایت بهترین وبلاگ عاشقانه ی روستای بابکان نوشته شده است

غربت

  • نیلوبلاگ

    غربت آن نیست که تنها باشیفارغ از فتنه ی فردا باشیغربت آن است که چون قطره ی آبدر به در ، در پی دریا باشیغربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی...

    ادامه مطلب
  • بوسه ...!

  • نیلوبلاگ

    و عشق آن لحظه معنا پیدا میکند که همدمت اجازه بوسیدن دهد و تو با نهایت عشقی که در دل داری بوسه بر پیشانی معشوقه ات بزنی !!!! ...

    ادامه مطلب
  • اس ام اس های روز ولنتاین -درد دلهای عاشقانه--روز ولنتاین

  • نیلوبلاگ

    شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد،غریبم، بی کسم،من دست غم ،غم دست من بوسد نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . . واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک ...

    ادامه مطلب
  • آن وقت است که دیدار مرگ برای من دیدار خوشبختی خواهد شد...

  • نیلوبلاگ

    " ای خدای بزرگ تو را به شهادت می طلبم که در تمام عمر رنجبارم به حقیقت یک بار عشق ورزیدم و آن هم بازیچه کالبد خاکی او شد " " ای خداوند بزرگ روزی به امر تو رستاخیز بر پا میشود و خفتگان سرزمین های ناشناس سر از خاک برمیدارند تو به خاطر دل سوخته من به او رحمت آور گر چه در عالم مردگان ، دلدادگان یکدیگر را باز نشناسند ، ولی تو که کاشف هررازی ما را در کنار هم به خوبی خواهی شناخت از تو تمنا میکنم آن موقع که همه چیز حتی خورشید و ماه و ستارگان به خواب ابدی فررورفته اند و امواج دریا ها در سکون وحشت زایی به سر میبرند به او رحمت آور..." "من میترسم در آن دنیای ظلمانی و پر سکوت...

    ادامه مطلب
  • پیش داوری

  • نیلوبلاگ

    پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟ پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم , و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم... پدر با عصبان...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    غربت و تنهایی | غربت شعر | غربت داریوش | غربت سیاوش قمیشی | غربت ابی | غربت و دلتنگی | غربتي كلمات | f si unit | f si diamond | f si 1 diamond